الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
331
علل الشرايع ( فارسي )
باب صد و پنجاه و سوّم سرّ اين كه نبى اكرم در عين حال كه حجّ تمتع بجا نمىآورند امر به تمتّع فرمودند حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از محمّد بن عمير ، از حمّاد ، از حلبى ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : چهار روز از ماه ذى القعده باقى مانده بود كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم براى انجام حجّة الوداع از مدينه خارج شده تا به مسجد شجرة آمدند ، در آن جا نماز گزارده سپس مركب راندند تا به بيداء رسيدند از آن جا محرم شده و مشغول به انجام حج شده لذا صد رأس شتر سوق دادند و تمام مردم نيز محرم به احرام حج شدند و هيچ كدام اراده احرام براى عمره نكردند و اساسا نمىدانستند كه تمتّع « 1 » چيست بارى جملگى همراه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم با حال احرام آمدند تا به مكَّه رسيدند ، نبى اكرم ابتداء به طواف بيت پرداخته و مردم نيز با آن سرور بيت را طواف كردند سپس آن جناب در مقام ابراهيم دو ركعت نماز طواف خواندند و سپس حجر الاسود را استلام « 2 » كردند پس از آن به زمزم رفته از آن آشاميدند و فرمودند : اگر بر امّتم مشقّت نبود از آنها مىخواستم كه يك يا دو سطل پر از آن بنوشند سپس فرمودند : به آنچه خداى عزّ و جل در قرآن ابتداء كرده شما نيز ابتداء نماييد از اين رو به صفا رفته و به آن آغاز نمودند يعنى از صفا به مروه و بعد از مروه به صفا تا هفت بار اين اياب و ذهاب را انجام دادند و وقتى هفت شوط را به اتمام رسانده و در مروه قرار گرفتند ايستادند . و براى اصحابشان خطبه خوانده و پس از اتمام خطبه به آنها امر فرمودند كه از احرام بيرون آيند و آنچه از اعمال را بجا آوردهاند عمره حساب كنند زيرا امر و فرمان خدا چنين مىباشد ، مردم از احرام بيرون آمدند ، پس از آن رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمودند :
--> « 1 » - مقصود حجّ تمتع است كه ابتداء بايد عمره آن را بجا آورد و پس از اتمام عمره از آن محلّ شده و سپس محرم شوند به احرام حجّ . « 2 » - استلام يعنى مسّ نمودن .